تَـهِ خط

تَـهِ خط
دی 20, 1400
230 بازدید

چشم به راه تبعات سنگين طلاق عاطفي زوجين را بررسي مي کند تَـهِ خط به قلم:فرهاد سلیمانی نتایج تحقیقات نشان می دهد فشارهای روانی و مشکلات اجتماعی در طلاق عاطفی ضربه مهلکتری بر بدنه خانوادهها وارد میکند که تبعات آن بسیار سهمگینتر از جدایی زوجین است فرهاد سلیمانی ازدواج یک پدیده اجتماعی زیستی است که […]

چشم به راه تبعات سنگين طلاق عاطفي زوجين را بررسي مي کند

تَـهِ خط

به قلم:فرهاد سلیمانی

نتایج تحقیقات نشان می دهد فشارهای روانی و مشکلات اجتماعی در طلاق عاطفی ضربه مهلکتری بر بدنه خانوادهها وارد میکند که تبعات آن بسیار سهمگینتر از جدایی زوجین است
فرهاد سلیمانی
ازدواج یک پدیده اجتماعی زیستی است که بین دو جنس مخالف برقرار می شود و به عنوان منشأ خانواده به عنوان کوچکترین و مهمترین واحد جامعه شناخته می شود. این پدیده بر حسب ماهیت آن و انگیزه درونی اشخاص و نوع ازدواج سنتی یا مدرن، تبعات منفی و مثبت بسیاری دارد اما باید در نظر داشت که طی دهههای مختلف، انگیزهها و ایدهآلهای یک ازدواج موفق در بین جوانان ایرانی دچار یک تغییر دیدگاه شده است. ازدواج دارای ابعاد و پیامدهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، روانی، زیستی و حتی سیاسی است.
بدون شک، ازدواج بر روی زندگی فردی و اجتماعی افراد تاثیرگذار بوده و میتواند یک مقوله آسیبزا یا آسیب زدا باشد که طی سالهای متمادی دچار تغییر ماهیت شده به نحوی که کارکردهای خانواده را به چالش کشیده و از سوی دیگر امنیت اجتماعی و اخلاقی جامعه را تحت الشعاع قرار دهد؛ با این باور که فرهنگ ، نقش و موقعیت افراد در نوع ازدواج بسیار مهم است، باید بپذیریم که این واقعیت اجتماعی طی سالیان اخیر دچار دگرگونیهای فراوان در نوع نگرش افراد شده است. همانگونه که پیشتر رفت، فرهنگ، نقش مستقیمی در نوع دیدگاه افراد در مقوله ازدواج دارد و کشور ما به دلیل فرهنگ پذیری شدیدی که دارد افراد را تا حدود زیادی تابع فرهنگ وارداتی کرده و ایدهئالیسم افراد، دچار تغییر اساسی در ماهیت دیدگاه شده است؛ اما نکته قابل تامل در مورد ازدواج و معیارهای آن این است که اگرچه طی سالیان اخیر و دهه ها و حتی در سدههای گذشته نُرم انتخاب همسر و ازدواج تغییرات بسیاری کرده است اما اصولی نیز هستند که هیچگاه دچار نقصان در عملکرد نشده و همواره به عنوان چارچوب نظری و ماهوی ازدواج و شاکله انتخاب همسر، قابل اتکا بوده و هستند؛ به عنوان مثال واقعیتی به عنوان زن بودن و در معنای وسیعتر مادر بودن، مفهومی را به ذهن متبادر میکند که اعتقاد به عاطفه، صبر، از خودگذشتگی، حیا و نجابت، خانه داری ، مادری و کنشهای ضروری برای یک زندگی نسبتاً نرمال است.
اگرچه زیبایی، تحصیلات، پایگاه اجتماعی، شغل و …. نیز طی سالیان گذشته به سیاهه مذکور افزوده شده است و افراد بسیاری با همین دیدگاه، اشتیاق به ازدواج شان زیاد شده است، اما همچنان چارچوب مرجع برای اکثریت، همان المانهای اولیه است.
آقایان نیز با کلید واژه های نانآوری، سرپرستی، اعتبار اجتماعی، سعی و تلاش برای رفاه خانواده و احساس مسوولیت روبرو هستند و فاکتورهایی مانند داشتن منزل شخصی، خودرو، شغل ثابت، تحصیلات، پایگاه اجتماعی و ….. هم در تفکرات نسل جدید جا خوش کرده است.
پس میبینیم که داشتن این المانها لازمه شروع یک ارتباط و حتی منجر به ازدواج است .
اما آیا صرفاً داشتن چنین ویژگیهایی میتواند به آشنایی، ازدواج و مهمتر از آن دوام و قوام یک ارتباط بیانجامد؟
در پاسخ به این پرسش مهم میتوان اینگونه گفت که ازدواج، الهام پذیرفته از سه اصلِ قانون، عقاید اجتماعی و اعتقادات مذهبی است؛ که مبتنی بر ۶ نکته مهم است
۱) ازدواج یک انتخاب شخصی آزاد است که بر پایه عشق استوار است. ۲) بلوغ و استقلال یک نیاز مسلم برای اقدام به ازدواج است. ۳) ازدواج، ارتباطی بین دو جنس مخالف است. ۴) در یک زندگی مشترک، مرد سرپرست بوده و وظیفه تامین معاش و محافظت از خانواده را برعهده دارد.۵) وفاداری جنسی و تک همسری انتظارات یک ازدواج است. ۶) ازدواج به طور طبیعی با تولد فرزندان همراه است (ناک۱۳۸۲:ص ۱۴)
اما آمارها نشان میدهد از اواسط دهه ۴۰ متوسط سن ازدواج روند افزایشی یافته، به طوری که متوسط سن ازدواج در بین دختران از ۱۸ و نیم در سال ۱۳۴۵ به ۲۲ و نیم در سال ۱۳۷۵ و بیست و چهار و نیم در سال ۱۳۹۵ رسیده است. همچنین متوسط سن ازدواج در بین پسران از اواسط دهه شصت روند رو به رشدی گرفته است و به حدود ۲۶ سال در سال ۱۳۷۵ و بیست و هشت و نیم سال در در سال ۱۳۹۵ رسیده است. اما نکته قابل تامل در خصوص بالا رفتن سن ازدواج در بین جوانان افزایش طلاق در جامعه است.
اگر چه عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و … در بروز طلاق موثر است، اما باید به این نکته اشاره کرد که طلاق، یک پدیده اجتماعی است و باید قبول کنیم که عوامل و زمینه های اجتماعی نیز در افزایش یا کاهش طلاق موثر است. با نگاهی به آمار طلاق در جامعه از منظر جامعه شناختی، به این نکته پی خواهیم برد که عوامل متعددی باعث بروز این پدیده شوم اجتماعی میگردد، که از این بین می توان به گروه مرجع یعنی گروهی که الگوی ارزیابی رفتار افراد به شمار میآید اشاره کرد که از نظر جامعهشناسان، تاثیر بسیاری در جهت ساخت شخصیت و اثرات آن بر خانواده و بروز طلاق دارد.
تغییر ارزشها و نگرشها و حتی هنجارها نیز میتواند عامل اجتماعی دیگری باشد که یک خانواده را به سمت طلاق کشانده، که این مهم در سایه تغییر الگوی مصرف ارتباطی، تغییر میکند؛ یعنی میتوان گفت: نقش وسایل ارتباطی در این تغییر نگرش و سوق دادن یک زندگی به سمت فروپاشی یا همان طلاق، نقش شبکههای مجازی و ارتباط جمعی است و میتوان اینگونه برداشت کرد که حضور این عوامل، شروع بحران در ارزشهای شخصی است که میتواند عامل تاثیر گذاری در بروز این امر باشد.
از سوی دیگر، تاثیر جامعه کل بر افزایش یا کاهش طلاق در یک جامعه منجر می شود، به این معنا که روابط اجتماعی حاکم بر یک جامعه میتواند در بروز یا جلوگیری از این پدیده، بسیار تاثیرگذار باشد.
با نگاهی به آمار طلاق در کشور درمییابیم که درصد طلاق در جوامع شهری به دلیل آن چیزی که اشاره شد بالاتر از جوامع روستایی است؛ چرا که پیوند سنت و مدرنیته با نگاه اجتماعی افراد بسیار مرتبط است.
دیگر عامل مهم طلاق را می توان پایگاه اجتماعی افراد یا همان قشربندی اجتماعی قلمداد کرد که هرچه شکاف اجتماعی بین زوجین بیشتر باشد، درصد جدایی بسیار بالاتر است و متاسفانه طبق آمار هرچقدر طبقه اجتماعی زوجین شکاف بیشتری داشته باشد درصد طلاق افزایش مییابد.
اگر چه عوامل دیگری مثل میزان درآمد، تحصیلات، سن زوجین، تفاوت قومی و نژادی، مشکلات اقتصادی، ویژگیهای شخصیتی زوجین و …. را نیز میتوان از علل جدایی زوجین به شمار آورد اما سوال مهمی که پیش میآید این است که چرا با وجود افزایش طلاق همچنان این پدیده اجتماعی یک قبح در جامعه به شمار میرود و هستند افراد بیشماری که با وجود تفاوتهای بسیار و عدم توان در ایجاد تعادل در زندگی به دنبال روابط نامشروع، خیانت، چند همسری، طلاق عاطفی و غیره می روند؟
با توجه به تمامی آنچه رفت باید به این نکته اشاره کرد که عدم رضایت زناشویی به هر علتی اگر به طلاق نینجامد، قطعاً طلاق عاطفی منتج شده و هر یک از زوجین برای رهایی از این معضل به دنبال راهی یکسویه و تنها برای خویش هستند.
همین امر باعث بروز مشکلات متعددی برای کل خانواده شده و انزوا، درگیری، خشونت کلامی و عاطفی، کم اشتهایی و پراشتهایی عصبی برای فرزندان، افسردگی برای تک تک اعضای خانواده، افت تحصیلی برای فرزندان خانواده و …… میانجامد.
پس اگرچه طلاق که در دین اسلام عملی نکوهیده است و ترکشهای این عمل تا ماهها و حتی سالها بر پیکره خانوادهها باقی خواهد ماند، اما نتایج تحقیقات نشان می دهد فشارهای روانی و مشکلات اجتماعی، ضربه مهلکتری در طلاق عاطفی بر بدنه خانوادهها وارد میکند که تبعات آن بسیار سهمگینتر از جدایی زوجین است.
در پایان باید به این نکته اشاره کرد که این موضوع یعنی طلاق عاطفی اگر با آگاه سازی والدین توسط گروه های مرجع مثل بهزیستی به طور دقیق واکاوی و تشریح و حل شود، تا حدود بسیار زیادی از عوارض و تبعات آن برای خانواده و متعاقب آن برای جامعه جلوگیری خواهد شد.

برچسب ها طلاق عاطفی، فرهاد سلیمانی، چشم به راه بررسی می‌کند، طلاق در اسلام، تهِ خط، روابط عاطفی، فرهاد سلیمانی کارشناس مسائل اجتماعی، طلاق در استان مرکزی،