کارگران مجازی

کارگران مجازی
دی 30, 1400
199 بازدید

چشم به راه وضعيت کودکان کار اينستاگرامي را بررسي مي کند کارگران مجازی فرهاد سلیمانی کودکان کار، واژهای پر از تاسف، ناامیدی و شکست است. بچههایی هاشورخورده، طرد شده، ترک خورده و دور از اجتماعِ ما آدم بزرگها؛ که خیلی وقتها آنها را نمیبینیم یا اگر میبینیم با بیتفاوتی از کنار این فرشتههای کوچک و […]

چشم به راه وضعيت کودکان کار اينستاگرامي را بررسي مي کند

کارگران مجازی

فرهاد سلیمانی

کودکان کار، واژهای پر از تاسف، ناامیدی و شکست است. بچههایی هاشورخورده، طرد شده، ترک خورده و دور از اجتماعِ ما آدم بزرگها؛ که خیلی وقتها آنها را نمیبینیم یا اگر میبینیم با بیتفاوتی از کنار این فرشتههای کوچک و معصوم میگذریم.
بارها کودکی را دیدهایم که سر چهارراهها گل میفروشد، شیشه اتومبیلها را تمیز میکند، اسپند دود میکند، یا فال میفروشد، یا در یک خیابان پر تردد، کفش عابران را واکس میزند؛ صحنهای که دل هر انسانی را به درد میآورد.
اینها بخشی از کودکانی هستند که سال هاست به این واژه یعنی کودکان کار مشهورند. طبق آمار سازمان ملل حدود ۱۶۰ میلیون کودک کار در سراسر جهان وجود دارد و طی تحقیقات انجام شده پس از همهگیری ویروس کرونا، بر تعداد این کودکان افزوده شده است.
از آنجایی که تمام یا بخش اعظمی از درآمد کودکان کار به خانوادههای آنها تعلق میگیرد، بنابراین هر چه تعداد کودکان کار یک خانواده بیشتر باشد، درآمد حاصل از کار کودکان نیز بیشتر است.
اما پیشرفت جهان و به طبع آن پیشرفت شبکههای مجازی، صفتِ نوظهورِ بلاگر یا اینفلوئنسرهای مجازیست که سبک کاری بسیاری از کودکان کار را هم تغییر داده است. صنعتی که به ابزاری برای کسب درآمد چند ده میلیونی برای والدین و گردانندگان این صنعت تبدیل شده است.
در آمد سرسامآور تبلیغات اینستاگرامی از یک سو و قراردادهای مالی و چند ساله با شرکت های مختلف از سوی دیگر، والدین کودکان را به سمت این پدیده نوظهور در خصوص ایجاد یک صفحه در شبکه های مجازی و ابزار کار جدید سوق داده است.اگر کودکان کار خیابانی با فروش گل ، فال و تمیز کردن شیشه اتومبیل برای خانواده و صاحبان مشاغل شان کسب درآمد میکنند، کودکان کار اینستاگرامی هم با ژست های عکاسی و مدل شدنهای متفاوت، همان راه را در دنیای مدرنتری طی میکنند.
اما تا چه اندازه این روحِ اسیر، در حسرت رهایی از بند تعلقات و تعصبات پدران و مادران قرار می گیرد و تا چه حد دولتها برای کم کردن از بار روانی این جنگ نابرابر بین سلبریتیها و کودکان کار اینستاگرامی تلاش میکنند؟
نکته دردآور دیگر این است که با توجه به اینکه این تحرکات در فضای مجازی به شدت رواج یافته است، این صفحات به نوعی یک بک گراند از زندگی افراد و یک هویت تازه و جعلی به این اشخاص میدهد و گویا ارزش چنین صفحاتی بالاتر از هویت شناسنامه افراد است.
زنجیرههای درآمدی که این صفحات مجازی با اینفلوئنسرهای کودک، خردسال و حتی کسانی که هنوز پا به عرصه گیتی نگذاشتند، الگوپذیری بسیار غلطی را در پیش گرفته است.
زندگی لاکچری این افراد از همان دوران جنینی آغاز شده و آغازگر یک فرایند بیمارگونه با تصاویر اغلب دستکاری و روتوش شده کودکان کار نوین است.این کارها از والدینی سر میزند که ولع پول ، ثروت و معروفیت، آنچنان چشمهایشان را کور کرده است که دنیای زیبای کودکانشان را پشت پوستین پر زرق و برق و رنگارنگ اما لجنزار مانند، پنهان کردهاند.

با توجه به شرایط بد اقتصادی، بنگاههای اقتصادی کلان هم از این صید تازه به دام افتادهِ بازار سرمایهداری، نهایت استفاده را کرده و با تمام توان در خدمت بازار سرمایه داری جهان اقتصادی هستند و بدون کوچکترین توجه به سرنوشتی که در آینده در انتظار کودکان است به دنبال جذب ثروتی کلان از طریق شبکههای مجازی نظیر اینستاگرام، فیسبوک و توییتر میباشند.
دیدگاههای اقتصادی نادرست با ملعبه قراردادن کودکانی که نه آگاهی کامل از روند پیشرو دارند و نه توانی برای مقابله با این نوع تبلیغات از یکسو و تطمیع والدین کودکان از سوی دیگر، بزرگراهی را با هزاران خودرویی در حال حرکت برای این کودکان می سازد که اگرچه سیستم قبلی را با آن تمیز کردن شیشه خودروها، فروش فال و دود کردن اسپند در خود ندارد اما کودکان کار را روانه بازارها و خیابان های نوین ارتباطی و اطلاعاتی میکند که هیچگونه سپر دفاعی در مقابل این نوع بازار ندارند و تمامی طعمههای آن محو تبلیغ و جذابیتهای بصری این نوع آگهیهای به ظاهر شیک میشوند.
با نگاهی به صفحات مجازی در مییابیم که این نوع بازار سرمایهگذاری که با دیدگاه سرمایه داری کاملاً همسو است طی چند سال گذشته کودکان ایرانی را نیز به این قافله افزوده است و آنها نیز با انواع و اقسام ژست ها و فیگورها رقیب سرسختی برای کودکان دیگر کشورها شدهاند، مفهومی که مصداق بارز کودک آزاری را در خویش دارد.


جذب دنبالکنندگان جدید اما به همین جا ختم نمیشود و متاسفانه بارها و بارها دیده شده است که کودکان، طعمه شیادان و کلاهبرداران و والدین ناآگاه خویش قرار گرفته و حتی در بسیاری مواقع عملهای زیبایی یا آرایشهای بسیار نامتعارف در پیشبرد اهداف نامیمون سرمایهداری نقش بسزایی ایفا میکند.
اما مشکلات این پدیده نامبارک تنها به افزایش کودکان کار نوین ختم نمیشود.
با نگاهی عمیق تر درمییابیم که این کودکان به واسطه چهره جذاب کودکانه، چشمهای رنگی، موهای بور، رفتارهای جذاب و …. پس از مدتی متوجه چنین امری میشوند و میدانند که در چه مسیری رشد کردهاند؛ اینجاست که این دمل چرکی سر باز میکند و این کودکان با تصور اینکه چهرهشان یک نمایش خیره کننده از توانمندیشان است، تلاش را از چرخه زندگی خود حذف کرده و چیزی را به عنوان هدف گذاری در مخیله شان نمی توان تصور کرد؛ از سوی دیگر شرکتهای سرمایه گذاری، بنگاههای اقتصادی و برخی والدین این کودکان باید به این باور برسند که اگرچه این مدل رفتاری با کودکان شاید بتواند در کوتاه مدت برای کسب درآمد موثر باشد اما چیزی را در این کودکان به نام عزت نفس از بین میبرند، اما اگر به هر دلیلی این چهرهها دچار تغییر شود و یا جذابیت اولیه را نداشته باشد آیا این کودکان میتوانند بدون دانش و هنر خاص گلیم خود را از آب بیرون بکشند؟
از دیدگاه جامعه شناسانه باید به این باور برسیم که این کودکان به دلیل اینکه ماهها یا سالها زیر ذرهبین ناهنجاریهای محیطی قرار گرفته و به واسطه عدم بلوغ فکری و عاطفی آسیب جدی دیدهاند به طور حتم در دوران بلوغ و پس از آن هم دچار اختلال شخصیت و حتی رفتارهای هنجارشکنانه میشوند؛ آسیبهایی که به واسطه نگاه کالایی به کودکان و اینفلوئنسر مارکتینگهایی که به واسطه شبکههای اجتماعی موثر مثل اینستاگرام ایجاد شده است، این باور را به مخاطب القاء میکند که این امر میتواند یک شغل دائمی باشد، اما عدم شناخت درست و منطقی آسیبهای جبران ناپذیری به کودکان امروز و نسل بعد ما خواهد زد.
به هر روی پرداختن به موضوع کودکان کار چه در قالب کودکان کار خیابانی و چه در قالب کودکان کار اینستاگرامی و مجازی در این مقال نمی گنجد؛ پازلی که به نظر می رسد به واسطه بی توجهی به مهمترین رکن جامعه یعنی خانواده ترمیم ناپذیر است و پی ریزی نادرست شخصیت کودکان امروز و نسل آینده را در پی دارد.
بدیهیست اشعههای چنین انتخابهایی نه تنها در ایران بلکه در گستره جهانی بسیار مضر و غیر قابل کنترل است.

برچسب ها کارگران مجازی، فرهاد سلیمانی،